ددی فاکر من•᷄‎ࡇ•᷅

ددی فاکر من•᷄‎ࡇ•᷅
P:5

ویو ا،ت
اون آقاهه که انگار اسمش کوک بود خیلی به بدنم نگاه می‌کرد.
معذب شده بودم.
مخصوصا با اون لباس.(میزارممم)
هوف اشکال نداره.
_ا،ت
جونم بابایی
_بیا اینجا،اشاره به پاش،
ا...اما بابا،خجالت،به کوک نگاه کرد،
_اشکال نداره کوچولو بیا،نیشخند،
،نشست،
_،کمرشو محکم گرفتو بدنشو لمس میکرد،
عااا باباجونی میشه بریم بیرونننننن،کیوت،
_به یه شرط
چه شرطی؟!
_بوس،به لبش اشاره کرد،
یاااااا بابا
_بدو،جدی،
،بوسش کرد،
خب بریمممم؟
_اره بدو برو حاضر شو
چشم،با ذوق رفت،
×ته
_بله؟
×از پرورشگاه اوردیش؟چندسالشه؟
_اره ۱۲ سالشه.
×باکر‌س؟
_نچ دیشب ازش گرفتم.
×دادا بچه کلا ۱۲ سالشه
_به ت ربطی داره،خنده،
×نه،خنده،
با یه لباس خیلی باز اومد(میزارم)
_ا،ت،عصبی،
جونممم
_برو عوضش کن
باباجون تروخدا همین یبار
_هوف همین یبار ولی تنبیهتو داری.
ایششش
×تنبیهشم میکنی دادا بنده خدا پاره میشه،دم گوشه ته،
_خفه




ببخشید کم شددددد
شرطا
لآیک:۴۰
کآمنت:۲۰
دیدگاه ها (۴۰)

فیک جونگ کوک فصل۲ پازت۲۳

خون‌آشام جذاب من(P:3)

p3

برادر خوانده 🧑🏻✨ فصل 2 🧑🏻✨ پارت 7 🧑🏻✨ویو تهیونگهر جا گشتیم ن...

𝒑𝒂𝒓𝒕:13ا/ت:با گذاشتن لباش روی لبام حرفم نصفه موند یه مک کوچی...

✦✧✧ - ✧✧✦ اجـبــار    p▪︎⁹²

سرنوشت من پارت ۱۴

عشق جنگی من

P3رز پژمرده ویو ا/ت رفتم در رو باز کردم و سلام کردم خیلی جذ...

#سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط