زندگیِ دیگع گاهی خیلی خستع ت میکنع، اونقد کع دوس داری خود

زندگیِ دیگع گاهی خیلی خستع ت میکنع، اونقد کع دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش،
یع مدت بری سراغ خودت، هیچ کاری نکنی، با هیچکی حرف نزنی، حتی نفسم نکشی،
اما مشکل اینجاست بعد کع برمیگردی میبینی یع نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی، گم میشی و هیچی توو دنیا بدتر ا این نیست که ندونی کجای زندگیتی...
دیدگاه ها (۳)

◻ ◽ ▫ اَمـــــاڹْ اَزْ نبَـــــودَنـــــےڪِــــــہ هیـــــچْ...

به تو که میرسم؛مکث میکنم.انگار در زیبایی ات چیزی جا گذاشته ا...

هـــــروقــت داشــتی یـــــه نفــــرو زیادی تــوقــلب و ذهنـ...

رابطه با آدم ها دقیقا مثل رابطه با آتش است؛از آدم ها خیلی فا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط