سناریو

سناریو
#سناریو
وقتی کنار استخر وایسادن و تو هلش میدی و باهم میوفتین تو استخر²/²

"جیمین"
بغلت میکنه و تورو میزاره رو صندلی و همونطور که حوله رو دورت میندازه شکلات داغ رو میزاره تو دستت...

جیمین :حالت خوبه عزیزم؟؟... سردت نیست؟!

سرتو به نشونه نه تکون میدی که موهاتو میزنه کنار و لبخند قشنگی تقدیمت میکنه...

"تهیونگ"
همونطور که سعی میکردی از آب بیرون بیای یهو دستشو میبره زیر پاهات و تورو میاره بالا..

آروم چشماتو از هم فاصله دادی و دستتو گذاشتی رو شونه تهیونگ تا بتونی تعادلت رو حفظ کنی که با چهره پوکرش مواجه شدی...
لبخند ضایعی میزنی و تا میخوای عذر خواهی کنی لبت رو میبوسه!

"جونگ کوک"
با تمام توانت هلش دادی ولی اون هیچ تکونی نخورد و آروم برگشت و نگاهشو به تو داد..
پوزخندی زد و براید استایل بغلت کرد و زمزمه کرد...

جونگ کوک: چه غلطا... منو میخواستی بندازی توی استخر؟؟

نگاهشو سمت استخر برد و تویی که توی بغلش بودی رو خواست هل بده که چشماتو بستی و دستتو دور گردنش حلقه زدی که متعجب بهت زل زد

جونگ کوک : ه.. هی.. من داشتم شوخی میکردم..
واقعا فکر کردی میخواستم تورو بندازم توی آب؟
و بعد بوسه ای به گردنت زد.
دیدگاه ها (۰)

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

چندپارتی جونگ کوک

چند پارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط