#نفرتی_عاشقانه
#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔
جونگکوک:اهان، خب ببین اگه بخندی میگیرم به اون دیکت میزنم که عقیم بشی .
تهیونگ:قبلا عقیمم کردی ولی حالا ولش کن، بگو دیگه دارم میمیرم.
جونگکوک:خب من وقتی 8 سالم بود.......
فلش بک به 8 سالگیه جونگکوک داخل مدرسه.
جونگکوک:خب سول( دوست صمیمی جونگکوک دختره)بیا بریم بوفه شیر موز بخوریم.
سول:کوک ولی میدونی که من شیر موز دوست ندارم.
جونگکوک:اشکال نداره سول بیا پولتو به من بده من میخرم خودمم میخورم.
سول:ولی جونگکوک مامانم این پولو داده که من برای خودم خوراکی بخرم.
جونگکوک:ولی سول ما باهم دوستای صمیمیم و دوستای صمیمی پول همدیگر رو بهم میدن.
سول:هووف باشه کوک بیا ماله تو( پول رو میده به کوک)
جونگکوک:ممنونم سولی( لپ سول رو میبوسه )
جونگکوک هر روز همین کار رو با سول بیچاره میکرد، که تا یک روز مادر سول از این قضیه متوجه میشه و میاد مدرسه و با کوک و مادرش دعوا میکنه و کوک اخراج میشه.
ولی کوک اصلا اهمیتی به اخراج شدنش نمیداد اتفاقا خوش حالم بود.
مری:اه کوکی تو کی همچین پسر بی ادب و کلاهبرداری شدی؟
جونگکوک:مامان نازی کلاهبردار یعنی چی؟
مری:به این کاری که تو با سول کردی کلاهبرداری میگن.
کوک خنده ای از شری و شیطونیش کرد.
زمان حال.
تهیونگ قهقه ای زد.
تهیونگ:اه خرگوش خدا ادمت کنه چطور تونستی با اون دختره همچین کاری رو کنی( خنده ی شدید)
جونگکوک:نخند تهیونگ من خودم انقدر ناراحتم که چطور تونستم با سول به اون نازی اینکار رو کنم خیلی باهام مهربون بود، بعدم منم اون موقع بچه بودم .
تهیونگ:بچه؟ بشین بابا بچه رو دیدی کلاهبرداری کنه؟ ( خنده)
جونگکوک:تهیونگ، یادته قبل تعریف داستان چی گفتم؟( نیشخند)
تهیونگ:غ.غلط کردم کوک خب باشه دیگه نمیخندم( اب دهنشو قورت میده و دستشو روی دیکش میزاره)
(نویسنده:بچم ترسید😅😅🤣🤣)
جونگکوک:ای ترسو، باشه بخاطر اینکه مهربونم میبخشم، راستی بازم از شیر موز تعریف کنم؟
تهیونگ:اره اره تعریف کن.
جونگکوک:اگه اینبار بخندی نمیبخشمت.
فلش بک به 10 سالگی جونگکوک
ویو جونگکوک
ادامه دارد.............
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔
جونگکوک:اهان، خب ببین اگه بخندی میگیرم به اون دیکت میزنم که عقیم بشی .
تهیونگ:قبلا عقیمم کردی ولی حالا ولش کن، بگو دیگه دارم میمیرم.
جونگکوک:خب من وقتی 8 سالم بود.......
فلش بک به 8 سالگیه جونگکوک داخل مدرسه.
جونگکوک:خب سول( دوست صمیمی جونگکوک دختره)بیا بریم بوفه شیر موز بخوریم.
سول:کوک ولی میدونی که من شیر موز دوست ندارم.
جونگکوک:اشکال نداره سول بیا پولتو به من بده من میخرم خودمم میخورم.
سول:ولی جونگکوک مامانم این پولو داده که من برای خودم خوراکی بخرم.
جونگکوک:ولی سول ما باهم دوستای صمیمیم و دوستای صمیمی پول همدیگر رو بهم میدن.
سول:هووف باشه کوک بیا ماله تو( پول رو میده به کوک)
جونگکوک:ممنونم سولی( لپ سول رو میبوسه )
جونگکوک هر روز همین کار رو با سول بیچاره میکرد، که تا یک روز مادر سول از این قضیه متوجه میشه و میاد مدرسه و با کوک و مادرش دعوا میکنه و کوک اخراج میشه.
ولی کوک اصلا اهمیتی به اخراج شدنش نمیداد اتفاقا خوش حالم بود.
مری:اه کوکی تو کی همچین پسر بی ادب و کلاهبرداری شدی؟
جونگکوک:مامان نازی کلاهبردار یعنی چی؟
مری:به این کاری که تو با سول کردی کلاهبرداری میگن.
کوک خنده ای از شری و شیطونیش کرد.
زمان حال.
تهیونگ قهقه ای زد.
تهیونگ:اه خرگوش خدا ادمت کنه چطور تونستی با اون دختره همچین کاری رو کنی( خنده ی شدید)
جونگکوک:نخند تهیونگ من خودم انقدر ناراحتم که چطور تونستم با سول به اون نازی اینکار رو کنم خیلی باهام مهربون بود، بعدم منم اون موقع بچه بودم .
تهیونگ:بچه؟ بشین بابا بچه رو دیدی کلاهبرداری کنه؟ ( خنده)
جونگکوک:تهیونگ، یادته قبل تعریف داستان چی گفتم؟( نیشخند)
تهیونگ:غ.غلط کردم کوک خب باشه دیگه نمیخندم( اب دهنشو قورت میده و دستشو روی دیکش میزاره)
(نویسنده:بچم ترسید😅😅🤣🤣)
جونگکوک:ای ترسو، باشه بخاطر اینکه مهربونم میبخشم، راستی بازم از شیر موز تعریف کنم؟
تهیونگ:اره اره تعریف کن.
جونگکوک:اگه اینبار بخندی نمیبخشمت.
فلش بک به 10 سالگی جونگکوک
ویو جونگکوک
ادامه دارد.............
- ۶۲۰
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط