چون تشنه ی به آب رسیده
چون تشنه ی به آب رسیده
چون خسته ی به مقصد رسیده
چون آرزوی بکام رسیده
و چون پریشانی به سامان رسیده
سر به آغوش تو
بهشت را خلق میکنم
آرامش را لمس می کنم
و لذت را
خمار می شوم
گواراتر از تنفس تو،
کدام اکسیژن میتواند مرا ادامه دهد؟
شیرین تر از بوسه های تو،
کدام وابستگی می تواند مرا طعام دهد؟
و عاشق تر از نگاه تو
کدام تعلق می تواند مرا زندگی کند؟
تو
زیباترین زبان مست
گویاترین حرارت شوق
و خوانا ترین اجابت آغوشی
که من هر لحظه
در تمدید لبهای تو
چشمهایم را می بندم و لحظه ها را
کش می دهم
تا گرمتر از قله ی احساس
شعله ور شوم...
خلیل_فریدی
چون خسته ی به مقصد رسیده
چون آرزوی بکام رسیده
و چون پریشانی به سامان رسیده
سر به آغوش تو
بهشت را خلق میکنم
آرامش را لمس می کنم
و لذت را
خمار می شوم
گواراتر از تنفس تو،
کدام اکسیژن میتواند مرا ادامه دهد؟
شیرین تر از بوسه های تو،
کدام وابستگی می تواند مرا طعام دهد؟
و عاشق تر از نگاه تو
کدام تعلق می تواند مرا زندگی کند؟
تو
زیباترین زبان مست
گویاترین حرارت شوق
و خوانا ترین اجابت آغوشی
که من هر لحظه
در تمدید لبهای تو
چشمهایم را می بندم و لحظه ها را
کش می دهم
تا گرمتر از قله ی احساس
شعله ور شوم...
خلیل_فریدی
- ۲.۲k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط