⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪
⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪
☠︎زنجیره های خونی
。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧⁺˚・༓☾ ༓・˚⁺‧༄⋆。˚⁀➷˚۰˚。
ســــلام
من اومدم با معرفی یه فیکشن جذاب از جونکوک.
ℐ𝓃𝓉𝓇ℴ𝒹𝓊𝒸ℯ𝓇 𝒞ℎ𝒶℘𝓉ℯ𝓇
در دنیایی که پیشگوییها، سرنوشتها را با خون مینویسند، همه از یک نام میترسند: پادشاه شیاطین.
پسری که با چشمان سرخ و بالهای سیاه، از میان خاکسترِ پیشگوییها برخاست و جهان را در وحشت فرو برد. او در پنج سالگی، از میان آدمیان جدا شد و در قلعهای متروکه، میان کوههای برفی و در میان مهر و مومهای جادویی، به فراموشی سپرده شد.
هزار سال گذشت. هفت امپراتوری بر فرازِ آن کوهستانِ نفرینشده، نگهبانی دادند تا آن زنجیرههای جادویی هرگز گسسته نشوند.
اما سرنوشت، بازیِ بیرحم خود را آغاز کرده است.
در کشور «بلادروز»، پرنسسی متولد شده که زیباییاش از ماه وام گرفته است. دختری که قرار بود در پیوند با پادشاهِ پیرِ والتور، تنها یک مهرهی سیاسی باشد؛ اما سرپیچی او، جرقهای شد برای شروعِ یک فاجعه.
پادشاه، او را به جای مرگ، به یک زندانِ ابدی محکوم کرد: ازدواج با هیولایِ کوهستان.
او به سوی قلعهای میرود که هیچکس از آن بازنگشته است. او به سوی مردی میرود که جهان از نامش میلرزد. اما وقتی قدم بر خاکِ مهر و موم شده میگذارد، چیزی که پیشگویان هرگز ندیده بودند، رخ میدهد…
شکستنِ زنجیرهها و بیداریِ عشقی که از میان خون و برف زاده میشود.
‧⁺˚*・༓‧⁺˚*・‧⁺˚*・༓‧⁺˚*・༓‧⁺˚*・༓‧⁺˚*・༓
برای اینکه پارت اول گذاشته شه
۲۰ تاییمون کنید
۲۰ لایک
۲۰ کامنت
۲۰ بازنشر
....
معرفی شخصیت ها... پست های بعدی
☠︎زنجیره های خونی
。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧⁺˚・༓☾ ༓・˚⁺‧༄⋆。˚⁀➷˚۰˚。
ســــلام
من اومدم با معرفی یه فیکشن جذاب از جونکوک.
ℐ𝓃𝓉𝓇ℴ𝒹𝓊𝒸ℯ𝓇 𝒞ℎ𝒶℘𝓉ℯ𝓇
در دنیایی که پیشگوییها، سرنوشتها را با خون مینویسند، همه از یک نام میترسند: پادشاه شیاطین.
پسری که با چشمان سرخ و بالهای سیاه، از میان خاکسترِ پیشگوییها برخاست و جهان را در وحشت فرو برد. او در پنج سالگی، از میان آدمیان جدا شد و در قلعهای متروکه، میان کوههای برفی و در میان مهر و مومهای جادویی، به فراموشی سپرده شد.
هزار سال گذشت. هفت امپراتوری بر فرازِ آن کوهستانِ نفرینشده، نگهبانی دادند تا آن زنجیرههای جادویی هرگز گسسته نشوند.
اما سرنوشت، بازیِ بیرحم خود را آغاز کرده است.
در کشور «بلادروز»، پرنسسی متولد شده که زیباییاش از ماه وام گرفته است. دختری که قرار بود در پیوند با پادشاهِ پیرِ والتور، تنها یک مهرهی سیاسی باشد؛ اما سرپیچی او، جرقهای شد برای شروعِ یک فاجعه.
پادشاه، او را به جای مرگ، به یک زندانِ ابدی محکوم کرد: ازدواج با هیولایِ کوهستان.
او به سوی قلعهای میرود که هیچکس از آن بازنگشته است. او به سوی مردی میرود که جهان از نامش میلرزد. اما وقتی قدم بر خاکِ مهر و موم شده میگذارد، چیزی که پیشگویان هرگز ندیده بودند، رخ میدهد…
شکستنِ زنجیرهها و بیداریِ عشقی که از میان خون و برف زاده میشود.
‧⁺˚*・༓‧⁺˚*・‧⁺˚*・༓‧⁺˚*・༓‧⁺˚*・༓‧⁺˚*・༓
برای اینکه پارت اول گذاشته شه
۲۰ تاییمون کنید
۲۰ لایک
۲۰ کامنت
۲۰ بازنشر
....
معرفی شخصیت ها... پست های بعدی
- ۹۲۹
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط