سلام من میخوام برای اولین بار سناریو بنویسم اگه بد بود بب

سلام من میخوام برای اولین بار سناریو بنویسم اگه بد بود ببخشید از تایجو
ا/ت مست[ا/ت ۲۳سالشه تایجو ۲۵سالش] بود و حالش خوب نبود میخواست برای برادر بزرگش زنگ بزنه اما برای دوست پسر سابقش زنگ میزنه وقتی از بار میاد بیرون تایجو رو میبنه
علامت ا/ت+
علامت‌ تایجو_
+ببخشید تایجو اشتباهی برات زنگ زدم برو دادشم میاد دنبالم
_نیازی نیست حالا که اومد خودم میبرمت
+هنوز بی اعصابی هستی
_سوارشو
ا/ت سوارموتور تایجو شد و تایجو حرکت کردو رسیدن به خونه ا/ت
_رسیدم کمک میخوای؟
+نه حالم بهتر زیاد مست نکردم. بعد ا/ت کش و قوسی به کمرش میده
_میگم هنوز دانشجوی؟
+اره ترم آخر هستم
_چه رشتی میخونی؟ قبلا فکر کنم پزشکی رو دوست داشتی
+درسته رشتم پزشکی هست میگم حال یوزو وهاکای چطوره
_من دیگه با اونها زندگی نمیکنم
+باشه پس من برم
_صبرکن
+؟؟؟
_بیا این گردن بدن رو یادت که بهم پس دادی من نمیخوامش پیش خودت یادگاری بعد گردن بند رو سمت ا/ت پرت کرد ا/ت گرفت
+باشه
بعد ا/ت رفت بالا و خوابید پارت بعدی رو زود میزارم
دیدگاه ها (۳)

مادر این سه تا خدا هستند

انتقام جویان توکیو محشره

استرنجرثینگز عالی بود

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵⁷(امریکا=ساعت 11:43 PM) ...

𝖘𝖆𝖍𝖇 𝖆𝖟𝖍𝖉𝖍𝖆 𝖍𝖆 𝖕𝖆𝖗𝖙 2ادامه ویو شوگاما نمی‌دونیم چجوری بخوابو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط