بیرون نشود عشقِ توأم تا ابد از دل،

بیرون نشود عشقِ توأم تا ابد از دل،


کَاندر اَزلم حِرز تو بستند به بازوی،


آنان که به گسیو دلِ عُشاق ربودند،



از دستِ تو در پای فُتادند چون گیسو!!


تا عشقِ سرآشوب تو هم زانویِ ما شد،


سر برنگرفتم به وفایِ تو ز زانوی،


...... گر کُشتنی ام باز، بفرمای به ابرو !!
دیدگاه ها (۱)

لطف خدا بیشتر از جرم ماست، نکته سربسته چه دانی خموش!! گو...

ما نه زان مُحتشمانیم که ساغر گیرند،و نه از آن مُفلسکان که بز...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون!؟ دلم را دوزخی...

اگر از پرده برون شد دلِِ من عیب مکن! شُکرِ ایزد که نه در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط