با عصبانیت نگام کرد که سریع محل و ترک کردم رفتم تو کلاس

با عصبانیت نگام کرد که سریع محل و ترک کردم رفتم تو کلاس
نشستم که خودشم اومد با حرص نگام میکرد
اگر تو از بد گرل بدت میاد من بد گرل میشم یه پوزخند زدم

چند ساعت بعد
کلاس تموم شد پیاده داشتم میرفتم رسیدم خونه

فردا صبح
دوباره باید برم دانشگاه اه رفتم که نامجون منو چسبوند به دیوار
نامجون: هنوز یادم نرفته جای بوسه ی ددی تو پاک کردی
ا.ت: د ددی
نامجون: چیشد ترسیدی
ا.ت: نامجون ولم کن
نامجون: بهم بگو ددی تا ولت کنم
ا‌.ت: ب باشه ددی ولم کن
نامجون:خوشم اومد میتونی بری
ا.ت: مرسی
زهرا: سسلللااااااممممم
ا.ت : عه سلام عشقم
نامجون: دست ا.ت گرفت و بردش توی کلاس
ا.ت: ولم کن گفتم ولممم کن
نامجون: نکنه دلت تنبیه میخواد
ا.ت: منو تو باهم هیچ رابطه ای نداریم
نامجون: میتونیم داشته باشیم
ا.ت: یعنی تو هیچکس من نیستی
نامجون: وایسا یه روز می‌فهمونم بهت که من کیه تو هستم
ا.ت: گوه خوردم اصن تو همه کس منی خوبه
نامجون: آفرین گود گرل
ا.ت: م مرسی میشه ولم کنی(آروم)
نامجون: هوم آره
دیدگاه ها (۰)

معلم اومد تو کلاس ومعلم : نامجون بیا این مسئله رو حل کننامجو...

فردا صبح وسایلمو چیده بودم سوار ماشین شدم رفتم فرودگاه موقعی...

قلبم تند تند زد مطمئنم صدای تپش قلبم و شنید از ترس نبود از ...

هفت تا پسرا اومدن سمتم یکیشون خواست بزنم که من زدم جای حساسش...

سناریو باچیرا پارت اخر

سناریو مسافر ساعت شیش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط