رمان اشفتگی

رمان اشفتگی
پارت 21

یونگی بهم ی نگاهی کر دو گف این آقا چارشون اسمش کیم سوکجینه و اینم عوضی هم که میشناسی جانگ هوسوک و اینم که ماسک زد M هس و اینم کیم تهیونگ برادر جینه و این عوضی هم جئون جونگکوک
کوک هی شوگا اینجوری صدام نکن من اسم دارم
که یونگی دستم رو گرفتم و اومدیم بیرون بهش نگا کردم و گفت چرا منو اینجا اوردی هان؟
یونگی ببخشید ا. ت
ا. ت.....
یونگی ا.ت ببین بابای من ی مافیا بود و منم مجبور بودم که راه اونو ادامه بدم و اونایم که دیدی مافیا هستن ومن مجبور بودم که تورو باخودم بیارم
ا. ت یونگی این اصلا شوخی ی خوبی نیست
یونگی ا. ت شوخی نمیکنم
ا. ت چی ت.. تو ی مافیا هستی واقعا
یونگی ار
ا. ت من میرم من نمیخوام اینجا پیش ی خلافکار بمونم
یونگی دست ا.ت رو میگیره و میگ ا. ت نمیتونی از اینجا بری باید تاوقتی که مهمونی تمومش اینجا بمونی
ا. ت نمیخوام
یونگی ا. ت لطفا بس کن (با عصبانیت میگ)
ا. ت باش (با بقض)
و دوباره برمیگردن داخل
جین چیشد چرا رفتی؟
یونگی ب تو ربطی نداره
جیهوپ هی شوگا عصبانیت رو سر بقیه خالی نکن
یونگی انگار کم کتک خوردی
جین هی بچه ها بس کنین
کوک ار هیونگ راس میگه بس کنین
(ویو ا. ت)
سنگین ی نگاه یکی رو روی خودم هس میکردم اون M داشت نگام میکرد چرا اون مثل بقیه بحث نمیکرد
که وی گفت هی ما اومدیم اینجا تا مشکلاتمون رو حل کنیم ن این که باز مشکل درست کنیم
یونگی هی تو اشاره به M چرا محموله ها ی منو گرفتی
که بای صدای خشن گفت بهت گفتم که سمت محله ی من نیا وگرنه محموله ها که هیچ ادمات هم میکشم
جین این که چیزی نیست کوک سر من کلا گذاشت
وی درست میگ
کوک ای بابا باش پولتون رو میدم
دیدگاه ها (۸)

رمان اشفتگی پارت 22 بعداز کلی حرف زدن بلخره تموم شد هم از سر...

اینم ادامه رمان اشفتگی پارت 22ا. ت اون نه دیشب کبودی های ی ر...

اینام عشقای من 🌹

اینم تنها چیزی که از بابام بهم رسید 😑😐

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

سناریو درخواستی :وقتی خونه کوک جمع شدین و بم پنجش رو س ی ن ...

پارت ۷: عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط