فیک بازی با عشق

فیک بازی با عشق
پارت۷


کوک: الو اجوما
اجوما: الو پسرم من دارم میرم خرید تو نمیای
کوک: نه اجوما تو برو مراقب خودت باش
اجوما : باشه پسر خدافظ
کوک: خدافظ
کوک: خوب بیا بشین اشاره به صندلی
ته: رفتم نشستم رو صندلی و شروع کرد به درس دادن همش بهش نگاه میکردم ینی واقعا اون کسیه که من میخوام
کوک: اینم از این تمام دستش رو میبره سمت گردنش و سرشو رو میز میزاره
کوک: اگه میخوای بری خرید برو منم میگیرم میخوابم ولی تا فردا ازت جواب میخوام
ته: چرا فردا من دوست دارم جونکوک
کوک: با تعجب نگاش کردم
کوک: ت..تو الان بهم گفتی جونکوک وایییییی خیلی خوشحالم
ته: اروم لپشو بوس کردم که گفت
کوک: پاشو بیا اینجا بشینیم اشاره به تخت
ته: کوک تو هم دوسم داری
کوک: داشتم میرفتم سمت تخت که تهیونگ گفت دوست دارم یا نه
کوک: رفتم سمتش و بغلش کردم و اتداختمش رو تخت و روش خیمه زدم
کوک: تو ماله منی منم مال توهم معلومه که عاشقتم
ته:منم عاشقتم و اروم لبشو بوسیدم که گوشیم زنگ خورد جیمین بود
ته: الو سلام خوبی
جیمین: الهی بمیری بیشور من مگه عروسک دست توهم بیا پایین دیگهههه یک ساعته دم درم داد میزنه و کوک صداشو میشنوه
ته: من که الا...داشتم حرف میزدم که کوک گوشیو گرفت
کوک: اقای پارک جیمین کی بهت اجازه داده با دوست پسرم اینجوری حرف بزنی الان درو باز میکنم بیا تو
گوشیو قطع میکنه
ته: کوک رفت دروباز کنه منم دستمو رو تختش کشیدم و متکاش رو بو میکرد
کوک: بفرمایید تو اقای پارک
جیمین: سلام اقا
کوک: سلام
جیمین: تهیونگ کجاس
کوک: تو اتاقم
جیمین: اتاقتون کجاست
کوک: بیا بریم
جیمین: بله اقا
رفتن تو اتاق
جیمین: اقای کیم تهیو...
کوک: جئون
جیمین: عاا بله اقای جئون تهیونگ شما به من قول ندادی بریم لباس بخرم
ته: چرا ولی جونکوک نمیزاره
جیمین: جونکوک؟
ته: خوب به دوست پسرم بگم اقاااا
جیمین: خیلی پروییی
کوک: چرا بچم..... خمارییییییییی
دیدگاه ها (۲۸)

بعد از فیک بازی با عشق اینو میزارم حمایت کنید

فیک بازی با عشق پارت ۶ته: ارهجیمین: یکی زدم به کلش گوساله جی...

فیک بازی با عشق پارت ۲ بچه ها لایک نخورد ولی میزارم چون دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط