ادامه پارت قبل 🗿👩🏻‍🦯

ادامه پارت قبل 🗿👩🏻‍🦯
رها- بله؟
فرشاد- سلام رها خانوم، یه ساعت دیگه می‌تونید بیاید کافه نزدیک شرکت؟
به ساعت نگاه کردم پنج بود.
رها- آره میام، فقط امیدوارم حرفاتون چرند نباشه!
فرشاد- خیالتون راحت چرند نیست، یک ساعت دیگه می‌بینمتون خدافظ.
اجازه حرفی بهم نداد و قطع کرد.
#عشق_پر_دردسر
و بله شروع کرم ریزی من 🗿🙌🏻
رها قراره همه چیزو بفهمه 🗿✨
دیدگاه ها (۰)

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

کافه بدون برق ...

پارت : 1لحظه ی دیدار با تو در خواستی پارت : 1یک روز سخت دیگر...

رمان:(تا وقتی که عاشقت بشم)

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

Otagh baghli Part 59«ویو جونگکوک »جونگکوک : باشه تهیونگ گفتم...

فیک تهیونگ

38part لارا از پله‌ها اومد پایین و چمدونش رو روی زمین گذاشت....

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟚: راز رزیکافه کم‌کم شلوغ‌تر می‌شد، اما ا/ت...

مافیای من — قسمت ۲۰حقیقتی که نباید می‌فهمیدات همان‌جا ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط