این است زمزمهٔ سپیده

این است زمزمهٔ سپیده
این است آفتاب که بر می‌آید
تک تک ، ستاره‌ها آب می‌شوند
و شب بریده بریده
به سایه‌های خُرد تجزیه می‌شود
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۵)

سرشار از بوی تنش بودم... طعم دهن و جای دست هاش ...در وجودم م...

زندگیعشقنهفته استبه اندیشه تو ...! #سهراب_سپهری

و کلامی مهرباندر نخستین دیدارِ بامدادی ـــفغانکه در پسِ پاسخ...

اکنون تو رفته‌ایو غروب سایه می گسترد به سینهٔ راه #فروغ_فرخز...

'میانِ استخوان هایِ خُرد شدِه ایم؛اَما اُمید تَقلا میکند بَر...

ژوئن ، با تمام گَرمایَش ، نَتَوانِست سیاهیِ عشقِ مرا آب کند ...

در سکوتِ شب، وقتی ستاره‌ها قصه‌های کهن را زمزمه می‌کنند عشقِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط