دستانم را زنجير به پنجره ات ميکنم .....

دستانم را زنجير به پنجره ات ميکنم .....
قربان غريبيت ....
چرا ....
تو که ميداني .....
در دلم چه ميگذرد .....
غريبم اماما کمک کن ....
متهم ميکنن به آني که نيستم ....
اما ....
تو خود ميداني که آنم ، نيست ...

نخواند دل نوشته هايم را ....
اما ....
خواند دل نوشته هاي که او نبود مقصودش ....
نميدانم ....
چرا نشناخت مرا ....
که مرا نشنيده ، متهم کرد ....
باشد ....
اگر تو امامم قضاوت خواهي کرد ....
بين ما ....
اماما دل اين خواهر را نيز بنگر .....
که وقتي درد داشت ....
به راحتي فراموش شد ....
اما ....
وقتي دلنوشته ام تند شد ....
شماتتم کرد ....

مقصود نيستي اگر داني ....


N....B
دیدگاه ها (۱۵)

خدایا!!!چکنم منه ساده دل خوش خیالچکنم‌ که خودم وسادگیهایم شد...

سلسله پستهای #زندگی_نامه_امیرالمؤمنین_حیدر_از_ولادت_تا_شهادت...

مذمت تفسیر قران بدون علم اهل بیت :زید بن شحام گوید: قتادة بن...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

جمعه ها دل یاد دلبر میکند...سلام اقاجان...!نمی دانم چه شد؟نم...

برای دیدن خانه به اتفاق مادرم به آنجا رفتیم، در بدو ورود حس ...

حال زمزمه و اواز ترانه شاهرخ را خواندمچشات از جنس مرغوبه چقد...

حکیمه کمایی

داستان عاشقانه” مسافر شهر باران “سکوتش زیبا بود و خلوتش دلنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط