Nam سناریو در خواستی
$ Nam" سناریو در خواستی
&کاپل«ا.ت / جیمین/......
&ژانر«عاشقانه/ اصمات/.....
هشدار 🔞جنبه نداری نخون موچی
هروز کار های خونه زیاد و زیادتر میشد
امروزم مثه روزای دیگه
من کلی کار روی سرم ریخته بود و باید
کارهای خونه رو انجام میدادم
پس شروع کردم به تمیز کردن پله ها و شستن ظرف ها.....
«چند مین بعد»
از خستگی دیگه نایه راه رفتن رو نداشتم
تصمیم گرفتم برم یه خورده بخوابم و استراحت کنم
رفتم داخل اتاق و سرم رو روی بالشتم گذاشتم و خوابیدم
بعد از چند مین متوجه صدای در شدم
گفتم جیمینه از شرکت برگشته
چیزی نگفتم و ادامه ی خوابم رو رفتم
بعد حس گرمی رو روی گردنم و دور کمرم حس کردم
چشام رو باز کردم و با چشمان خمار جیمین برخورد کردم
لباش رو روی لبام کبوند و مک زد
به طور وحشیانه
و منم هم راهی میکردم
بعد از جداشدن
جیمین دستام رو با کرواتش به تاج تخت بست و چشمام رو با یه دستمال سیاه
پاهام رو از وسط باز کرد و شروع کرد به خوردن پوصینم
منم ناله میکردم و موهاشو بین دستام چنگ میزدم و به بدنم بیشتر میچسبوندم
بعد خوردن
انگشتش رو داخلم کرد و ساک زد و حجم بزرگش رو داخلم فرو برد
به طوری که بدنم از تخت فاصله گرفت
و محکم ساک میزد که صدای بر خوردش
کل اتاق رو فرو برده بود
صدای ناله های من باعث میشد اون بیشتر تحریک بشه
بعد تموم شد ازم کشید بیرون و تخت پر از خون شد....
و براید بغلم کرد و باهم به حموم رفتیم
و بعد از حموم
کنار هم خوابیدیم
.................
🍡$ Nam" سناریو در خواستی
&کاپل«ا.ت / جیمین/.....
&کاپل«ا.ت / جیمین/......
&ژانر«عاشقانه/ اصمات/.....
هشدار 🔞جنبه نداری نخون موچی
هروز کار های خونه زیاد و زیادتر میشد
امروزم مثه روزای دیگه
من کلی کار روی سرم ریخته بود و باید
کارهای خونه رو انجام میدادم
پس شروع کردم به تمیز کردن پله ها و شستن ظرف ها.....
«چند مین بعد»
از خستگی دیگه نایه راه رفتن رو نداشتم
تصمیم گرفتم برم یه خورده بخوابم و استراحت کنم
رفتم داخل اتاق و سرم رو روی بالشتم گذاشتم و خوابیدم
بعد از چند مین متوجه صدای در شدم
گفتم جیمینه از شرکت برگشته
چیزی نگفتم و ادامه ی خوابم رو رفتم
بعد حس گرمی رو روی گردنم و دور کمرم حس کردم
چشام رو باز کردم و با چشمان خمار جیمین برخورد کردم
لباش رو روی لبام کبوند و مک زد
به طور وحشیانه
و منم هم راهی میکردم
بعد از جداشدن
جیمین دستام رو با کرواتش به تاج تخت بست و چشمام رو با یه دستمال سیاه
پاهام رو از وسط باز کرد و شروع کرد به خوردن پوصینم
منم ناله میکردم و موهاشو بین دستام چنگ میزدم و به بدنم بیشتر میچسبوندم
بعد خوردن
انگشتش رو داخلم کرد و ساک زد و حجم بزرگش رو داخلم فرو برد
به طوری که بدنم از تخت فاصله گرفت
و محکم ساک میزد که صدای بر خوردش
کل اتاق رو فرو برده بود
صدای ناله های من باعث میشد اون بیشتر تحریک بشه
بعد تموم شد ازم کشید بیرون و تخت پر از خون شد....
و براید بغلم کرد و باهم به حموم رفتیم
و بعد از حموم
کنار هم خوابیدیم
.................
🍡$ Nam" سناریو در خواستی
&کاپل«ا.ت / جیمین/.....
- ۱۸۳
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط