همین که پُر از حرفم وُ نیستی بشنوی
همین که پُر از حرفم وُ نیستی بشنوی
اینکه هر بار نگاه می کنم ،
کنارَم خالی ست
اینکه چقدر تحمل می کنم سرِ سنگینِ پُر از فکرِ تو را
همین که هر روز می آید وُ ،
غمگین تر از دیروز به طاقتم فکر می کنم
اینکه هر بار از خوابِ تو پریدم ،
کسی نبود که هق هقم را در آغوش بگیرد
اینکه مگر تا کِی دیوار را جای تو می شود نوازش کرد
چند بارِ دیگر ،
آیینه را جای تو ،
می شود بوسید وُ احساست کرد
اینکه تا کِی ،
فریادِ دلم را با لبخندی تلخ بیرون بریزم وُ
طاقت بیاورم
اینکه چقدر دیگر می توانم نبودنت را ببینم وُ
عاشق بمانم
تا چند وقتِ دیگر هنوز در اشعارم نفس می کِشم
هنوز زنده ام
هنوز انتظار می کِشم
تا به کِی کوچه ی خالی را ببینم وُ
به تصورَت به پنجره لبخند بزنم
نمی دانم تا کِی از خودم سوال می کنم وُ
تا کِی هنوز می گویم ،
تا آخرین قطره ی جانم عزیزم
اینکه هر بار نگاه می کنم ،
کنارَم خالی ست
اینکه چقدر تحمل می کنم سرِ سنگینِ پُر از فکرِ تو را
همین که هر روز می آید وُ ،
غمگین تر از دیروز به طاقتم فکر می کنم
اینکه هر بار از خوابِ تو پریدم ،
کسی نبود که هق هقم را در آغوش بگیرد
اینکه مگر تا کِی دیوار را جای تو می شود نوازش کرد
چند بارِ دیگر ،
آیینه را جای تو ،
می شود بوسید وُ احساست کرد
اینکه تا کِی ،
فریادِ دلم را با لبخندی تلخ بیرون بریزم وُ
طاقت بیاورم
اینکه چقدر دیگر می توانم نبودنت را ببینم وُ
عاشق بمانم
تا چند وقتِ دیگر هنوز در اشعارم نفس می کِشم
هنوز زنده ام
هنوز انتظار می کِشم
تا به کِی کوچه ی خالی را ببینم وُ
به تصورَت به پنجره لبخند بزنم
نمی دانم تا کِی از خودم سوال می کنم وُ
تا کِی هنوز می گویم ،
تا آخرین قطره ی جانم عزیزم
- ۱.۷k
- ۰۴ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط