____

____
مرا در شخص دیگری جستجو خواهی کرد، ولی نخواهی یافت؛
نه به این خاطر که دیگران بد هستند، یا من بی‌نقص بودم
بلکه چون هر قلبی فقط یک‌بار خانه‌ی واقعی‌اش را پیدا می‌کند.
تو می‌گردی میان نگاه‌ها، لبخندها، حتی بوسه‌ها
دنبال چیزی می‌گردی که فقط در من بود،
آن درک بی‌قید و شرط، آن صبوریِ خسته، آن عشقی که خودم را در آن فراموش کرده بودم.
و روزی، وسط یک گفت‌وگوی بی‌اهمیت با کسی دیگر، ناگهان سکوت می‌کنی و یادم می‌افتی.
نه با نفرت، نه با خشم.
با حسرتی عمیق که فقط کسانی می‌فهمندش،
که عشق واقعی را از دست داده‌اند،
و دیگر هیچ‌وقت شبیه آن را پیدا نکرده‌اند.
____
دیدگاه ها (۰)

زن هاآن شبی کهدوستت دارمِدلخواهشان را می شنوندبا گوشواره می ...

مدرنیته واقعی یا نمایشِ پوچِ کرامت انسانی؟ 🤔👇وقتی کلیپ‌هایی ...

From Hatred to My Love

LESSON

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

***ابریشم نیمه شب***جایزه برای ۱۹۲شدن،مبارکک### پارت ۱۲: باز...

باران از عصر شروع شده بود.چویا کنار پنجره ایستاده بود و به خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط