شیرینکمتومالمنی

#شیرینَکَم_تو_مال_منی
پارت ۱۵
از زبان ات
صبح بلند شدم و کارای لازم رو انجام دادم و بعد رفتم تا لباس مدرسمو که دیشب شسته بودم رو بپوشم
خواستم بپوشم که یاد حرف جونگ کوک افتادم
اهمیت ندادم و با خودم گفتم اون چیکار داره و زندگی من به خودم مربوطه
پس لباس مدرسمو پوشیدم و کیفم رو برداشتم و رفتم پایین تا صبحانه بخورم
وقتی رفتم پایین دیدم مامان و بابا و والریا هم هستن
با دیدن والریا یادم افتاد که ۲ روز دیگه عروسیشه
ومن هنوز لباس نخریدم
سر سفره به بابا گفتم که امروز بریم خرید و بابام هم قبول کرد
دیگه بابا منو رسوند مدرسه
رفتم سر کلاس
هان سو رو دیدم که داره به سمتم میاد
*سلام دختر چطوری
+سلام هان سو خوبم
*یه خبر دارم برات
+چه خبری
*یه کوچولو قبل اینکه تو بیای دعوا شد
+شوخی می کنی
*یعنی نمی دونی چه دعوایی بود
+کی با کی
*یونا با یه دختر از یه کلاس دیگه
+تعریف کن ببینم چی شد
*دختره نشسته بود رو صندلی که یونا با دوست پسرش اومد و سر دختره داد کشید و گفت بلند شو احمق
دوست پسرش بازو دختره رو گرفت و هلش داد از رو صندلی و دختره افتاد
بعد دختره گفت ولی این جا جای منه
یهو یونا برگشت بهش گفت خفه شو هرزه و یه سیلی بهش زد الانم رفتن دفتر
+خدا کنه یونا رو اخراج کنم
*ساده ای ها دختر الان تو دفتر همه پشت یونا و دوست پسرش در اومدن
امکان نداره به یونا و دوست پسرش حرفی بزنن
تو فقط دعا کن که دختره رو اخراج نکنن
+ولی آخه چرا اون بچه ها باید حقیقت رو بگن چرا این کارو می کنن
*تو این مدرسه همه از یونا می ترسن و هیچ کس جرعت نداره به حرفش گوش نده
+چرا مثلا
*هرکی به حرف یونا گوش نده بدبخت می شه
حالا هرکی به یه شکلی
کم کمش اینه که از مدرسه اخراج میشه
+ولی اون هیچکس نیست و نمی تونه به بقیه زور بگه
*ولی متاسفانه فعلا می تونه این کارو بکنه
یهو دیدم که یونا و دوست پسرش اومدن و یکی از همکلاسی هامون از پنجره به بیرون نگاه کردو گفت دختره داره از مدرسه میره بیرون
یونا گفت
(علامت یونا: •)
•هرکی با ما دربیوفته عاقبتش همین میشه

به هان سو گفتم
+یعنی دختره اخراج شده؟
*قطعا همین طوره از یونا هیچ چیز بعید نیست


شرط: ۱۰۰ لایک❤۳۰ بازنشر
دیدگاه ها (۶۰)

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۶از زبان ات یونا و سوری و هارا ب...

شات کنیم همو؟ ❤تا ۲۴ ساعت می مونه🐣✨ـــآمارت بالای ۲۰۰🌿ـــ تو...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۴از زبان ات دیگه امیدم رو از دست...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۲ـــــــــــــــــــــــــــــــ...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۱از زبان ات رفتم تا صبحانه بخورم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط