Ourlifeagain

#Our_life_again
#ᏢᎪᎡͲ_³⁹

روی تخت کنارم نشست....
دستم رو داخل دستاش گذاشت.....
-چرا اینقدر به خودت فشار اوردی؟(آروم)
+چیزی نیست....فقط سرماخوردگیه‌.....
-این نیست....
+چی؟
-دکتر گفت بخاطر فشار روانی و جسمی بیهوش شدی.....ولی تب‌ت مال سرماخوردگیه.....انگار بدنت برای اینکه ادامه ندی یه نشونه فرستاده....
یاد اون حرو*زاده سه هون افتادم...
عوضی.....
مرتیکه حرو*زاده....
+من حالم خوبه........
صدای گوشیم اومد......اومدم برش دارم...که یونجون زودتر از من دستش رو سمت گوشیم برد....
برش داشت و روشنش کرد....
رمز داشت...
ولی میشد از همون صفحه مسیج رو خوند....
-این کیه؟
نکنه....
سه هون؟
دیدگاه ها (۱)

سلام سلام چطورین؟بچه ها من فیک زندگی دوباره ما تا پارت 62 که...

پروفمون تغییر کردهههه

#Our_life_again#ᏢᎪᎡͲ_³⁸آروم چشمام رو باز کردم‌‌.....و دیدم ۷...

#Our_life_again#ᏢᎪᎡͲ_³⁷سونبه های تی اکس تی اینجا بودن....این...

part(5) 🤍rose white🤍ماشین رو کنار زد و چاقو رو از دست دختر گ...

تک پارتی:وقتی داداشت بود و تو افسرده بودی...ادامه:یه لیوان ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط