شبیه کودکی لجباز و گریان

شبیه کودکی لجباز و گریان
شدم گاهی خدایا خوب میدانم
ندانسته نفهمیده چه ها گفتم
شکایت ها به درگاهت من آوردم
ندانستم من آن حکمت
نفهمیدم من آن علت
به دنبال دوای درد بی دردم
سر کوی و گذر در فکر چاره
من بسی گشتم پریشان و سراسیمه
گذشت از آن بسی ماه و بسی سال
که فهمیدم سر حکمت تو بستی راههایم را

شبیه مادری کز دست طفلش
گرفت آن تیزی و گریاند طفلش را...
دیدگاه ها (۰)

گاه شبها می نشینم در کنار پنجرهمی گشایم در بسوی کوچه ی صد خا...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

ای که در مسجد روی بهر سجود سر بجنبد دل نجنبد این چه سود مولا...

سلام دوستان میخوام از امروز داستان کودک اندلسی که داستانی زی...

«دکترینِ حَد: انهدامِ الیگارشیِ فاسد و اِعادهٔ نظمِ تراز؛ عم...

#تی_اکس_تی

♨️وضعیت بازگشت ارزهای تراستی‌ها از زبان وزیر اقتصاد✍جناب وزی...

خدا لبخند زد و دختر آفریده شد😍😍😍😍#انرژی_مثبت #کلیپ_طنز #کلیپ...

♨️اسامی نمایندگانی که به دوفوریت طرح الزام دولت به "خودداری ...

‌♨️ مهاجرانی: لوایح پالرمو و CFT را در راستای منافع خودمان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط