بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست چهل چهار🍷🔪


فهمید!
ولی انگار میخواست من و اذیت کنه
لب زد
+کدوم ؟! نمی‌دونم از چی مرغ میزنی

دندونام و روی هم فشار دادم
_اون روز تو باغ !

تای ابروشو بالا داد و زمزمه کرد
+کدوم روز؟! کدوم باغ و میگی...

پاهامو کوبیدم رو زمین
ادای گریه کردن در آوردم و لب زدم
_عوضی اون زنایی رو میگم که بدون هیچی

اهانی گفت
+اونا به من چه ربطی دارن؟!

آب دهنمو قورت دادم .
_یعنی چی به من چه ربطی دارن؟! پس تو اون باغ تو باغ تو...

پوفی کشید
+مغزت کجاها رفته بچه ، من کارم یه چیز دیگه اس

حرفشو باور نداشتم
یعنی میخواستم باور کنما ولی نمیدونم چرا نمیتونستم

_پس اونا...

+برای شیخ بودن
اهانی گفتم و نفسمو بیرون فوت کردم

سوالا داشت مثل موره سرمو میخورد
_یه سوال دیگه

+جانم؟! جان دلم دوست داشتی؟!

خیلی وقت بود اینطوری صدام نکرده بود
_تو با شیخ چیکار داری
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهل پنج🍷🔪خیلی راحت از جواب سوالم نف...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهل شیش🍷🔪دندوناش و به هم سابید بلند ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهل سه🍷🔪تای ابروشو برد بالا +خیلی خب...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهل دو🍷🔪دوباره صداش کردم +کوروشسرش و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط