جدیدنا بعد از شنیدن یسری حرفا و تحمل یسری دردا دیگه نمی ت

جدیدنا بعد از شنیدن یسری حرفا و تحمل یسری دردا دیگه نمی تونم بیشتر از چند دقیقه اشک بریزم و ناراحت باشم . فقط حس می کنم مچاله شدم همین دیگه هیچ حسی بعدش نمیاد.
تو شرایطی ام که باید ناراحت باشم و غمگین باید یکی و پیدا کنم و بزنه تو صورتم بگه گریه کن دختر.ولی متاسفانه حتی ناراحت نیستم انگار منجمد شدم شبیه یه تیکه یخ بی حس و این افکاران که دارن منو له می کنن .



حس می کنم به اندازه کافی نوشتم و نوشتم . و زیادی دارم فروپاشی می کنم .

شبتون بخیر✨
دیدگاه ها (۷۴)

تنم نه وطنم درد می کند در ازدحام ترکش هایی که زخم می شوند بر...

یادمون نمی ره که کیا چیا یادمون دادن و یادمون می مونه چیا یا...

آنگاه که از دنیا بروم چکاوک های سرخ دیار غربت در توابع برکه ...

من دیگه هیچوقت خوب نمیشم .من دیگه هیچوقت خوب نمیشم..اینا در ...

part:16name:عشق وجداییویو بورااز عمارت خیلی دور شده بودم ولی...

part40 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》پاشدم که برم وسایل رو جمع کنم ...

شوهر یا ارباب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط