پسر:عشقم شرط بندی کنیم؟؟؟

پسر:عشقم شرط بندی کنیم؟؟؟
دختر:باشه عشقم.......بکنیم
پسر:تو نمیتونی 24ساعت بدون من بمونی دختر:میتونم
پسر:میبینیم.......24ساعت شروع میشه.......ولی دختر از سرطان عشقش و اینکه قراره زود بمیره اطلاع نداشت.....
24ساعت میگذره و دختر میره جلو خونه عشقش هر چقدر در میزنه کسی درو باز نمیکنه........
وارد خونه میشه پسره رو میبینه که رو مبل دراز کشیده و یه یاداشت تو دستشه رو سینشه........24ساعت بدون من بودى یه عمر هم میتونی بدون من بمونى عشق من.....دوست دارم
اگه عاشقی عشقت رو یک ثانیه هم تنها نزار حتى به بهونه قهر....
دیدگاه ها (۹)

ریندو ا/ت رو بلند میکنه و میبر روی مبل و باهم میخوابم ران:ری...

نیری و ساکورا و سو و میزوکی از پشت درخت میان نیری: مومو؟سو:....

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » ( بریم سراغ تهکوک که چجوری آ...

چند پارتی درخواستی

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 4)

پارت ۶ساعت ۲ و ۱۰ دقیقه ظهر_نویسنده "کارن":حدود ۱ ساعت بود ک...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

part:34که جیمین خونش به جوش اومد و با چشمای که حسادت ازش موج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط