NHR

NHR

جان من در دست او دستش به دست دیگری
جام من در دست او ، مدهوش و مست دیگری
ماه او در چشم من چشمش به چشمان رقیب
هستیم از هست او هستش به هست دیگری
عمر من شد در فراق، او غرق عیش همرهان
قبله ی من روی او ، او بت پرست دیگری
تار زلفش دار من ، نوش لبش بر یار خود
آرزویم وصل او ، او سوی وصل دیگری
کوه کندم بهر او ، سرها سپردم در رهش
آمد اما در میان ، گفت:"ناز شصت دیگری"
دیدگاه ها (۶)

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

i جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش...

آینه بی بازتاب

💙پدرم می‌گفت:پدربزرگت دوستت دارم رایک بار هم به زبان نیاوردم...

قایق نفتیداشتید ازش؟لایک وبازنشر ممنون میشم دوستان 🧕🏼#نوستال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط