ما بی صدا مطالعه میکردیم اما کتاب را که ورق میزدیم...

ما بی صدا مطالعه میکردیم اما کتاب را که ورق میزدیم...
تنها گاهی نگاهی...
ناگه انگشتهای(هیس)ما را از هر طرف نشانه میگرفت...
انگار غوغای چشمای من و تو سکوت در ان کتابخانه رعایت نکرده بود:(
دیدگاه ها (۲)

سایه ای در راهرو های نقره ای

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽²:²🕊از ز...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۷

پارت چهارم | کتابخانهساعت، دقیقاً چهار بعدازظهر را نشان می‌د...

پارت ۲۱ منبع نگاه‌ها هنوز روی جینا بود. خودش اما انگار اصلاً...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط