ای غصه مرا دار زدی " خسته "نباشی

ای غصه مرا دار زدی " خسته "نباشی
آتش به شب تار زدی " خسته " نباشی

ای غصه دمت گرم که در لحظه شادی
با رگ رگ من تار زدی " خسته " نباشی...

ای غصه عجب زخم زدی بر دل زارم
با شوخی و با خنده زدی " خسته " نباشی...




♥★★♥
دیدگاه ها (۲)

.

.

.

.

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفا کرد، ...

عاشقانه

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم.. .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط