:

:
در رگ نازک شب ، یاد تو جریان دارد
دل من با تپش خاطره ها جان دارد

به گل نام تو سوگند ! که روییدن عشق
با طلوع نگه سبز تو امکان دارد

کوچه با آمدنت ، غرق صفا خواهد شد
دل به اعجاز قدم های تو ایمان دارد

رعد و برق نگهت ، کاش به دادم برسد
نبض سوزان کویرم ، تب باران دارد

هیچکس بر سر این سفره ، نمک گیر نشد
خوان رنگین دلم ، حسرت مهمان دارد
دیدگاه ها (۱۰)

حال‌من با دیدنت درلحظه ای تغییر کردکلبه ی ویرانه ام را...

بعد از تو نشد خانه دل انگیز، عزیزم!با اینکه شد از عطر تو لبر...

مدتی هست که دیوانه شدم میدانی؟تو بگو شعرِ پر از غصه و غم...

رفتنت آغاز ویرانی است، حرفش را نزنابتدای یک پریشانی است، حرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط