برای

برای...
برای سه نفری که یه روزی دنیای من بودن.
برای سه نفر که روزی فکر می‌کردم می‌تونم بهشون تکیه کنم،
برای سه نفری که مثل خواهر بزرگ های نداشتم دوستشون داشتم،
که می‌تونم دردام رو باهاشون تقسیم کنم،
که می‌تونم خودم باشم، بدون ترس از قضاوت، بدون ترس از خنجر.
ولی انگار اشتباه می‌کردم.
خیلی اشتباه.
آرزو می‌کنم…
نه از سرِ کینه، نه از سرِ انتقام…
فقط از سرِ یه دردِ عمیق که هنوز توی دلم مونده.
آرزو می‌کنم شما هم،
فقط برای یه لحظه،
همون حسی رو تجربه کنید که من کشیدم.
اون حسی که وقتی عزیزترین آدمات،
اونایی که بهشون اعتماد داشتی،
اونایی که باعث شدی فکر کنی امنی…
با حرفاشون، با سکوتشون، با نمایشِ درد و مظلومیتشون،
یه زخمِ عمیق رو روی روحت می‌زنن.
وقتی که حس می‌کنی داری غرق می‌شی،
و کسی که فکر می‌کردی دستت رو می‌گیره،
خودش هلِت می‌ده زیرِ موج.
وقتی که ناخواسته می‌شی شیطانِ داستان،
فقط چون سعی کردی خودت باشی،
و اون‌ها نقشِ فرشته‌ی نجات رو بازی کردن.
آرزو می‌کنم یه روزی بفهمید که چقدر سخت بود.
که چقدر دردناک بود که اعتمادم شکسته شد.
که چقدر سخته وقتی می‌بینی کسایی که دوستشون داشتی،
تنها کسی بودن که قلبت رو شکستن.
امیدوارم یه روزی،
یه جایی،
همون حسی که من توی این مدتی که گذشت تجربه کردم،
یه ذره‌اش هم به شما برسه.
فقط برای اینکه بفهمید…
بعضی وقتا، دردناک‌ترین زخما،
از طرفِ کسایی می‌خوریم که هیچ‌وقت انتظارش رو نداریم.
شاید اون موقع…
اون موقع که درد رو خودتون بچشید،
معنیِ واقعیِ کلماتی که به من گفتید،
یا سکوت‌هایی که کردید،
براتون روشن بشه.
"A" + "T" + "G"
دیدگاه ها (۷)

چه بدونی، چه ندونی… چه باور کنی، چه نکنی… یه بخشی از قلبم،...

بنظرتون رول بوی بیشتر بهم میاد یا گرل؟

میدونم مزخرف زیاد میگم

به یاد میارم، تو بودی که **اولین بار اومدی کنارم نشستی**. گ...

سناریو دروغ دردناک پارت 1

🐰: راستی یه چیزی هم باید بابت لایو قبلیم بهتون بگم. راستش مط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط