چه زیبا خالقی دارم دلم گرم است و میدانم
چه زیبا خالقی دارم دلم گرم است و میدانم
که فردا باز خورشیدی،
میان آسمان چون نور می آید...
شبی میخواندم، با مهر
سحر می راندم، با ناز
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که میخواند مرا، با آنکه میداند گنهکارم
اگر رخ بربتابانم، دوباره می نشیند بر سر راهم
دلم را می رباید با طنین گرم و زیبایش
که در قاموس پاک کبریایی قهر نازیباست
اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی، اما
دلم گرم است، میدانم
خدای من خدایی خوب می داند
و می داند که سائل را نباید دست خالی راند...
که فردا باز خورشیدی،
میان آسمان چون نور می آید...
شبی میخواندم، با مهر
سحر می راندم، با ناز
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که میخواند مرا، با آنکه میداند گنهکارم
اگر رخ بربتابانم، دوباره می نشیند بر سر راهم
دلم را می رباید با طنین گرم و زیبایش
که در قاموس پاک کبریایی قهر نازیباست
اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی، اما
دلم گرم است، میدانم
خدای من خدایی خوب می داند
و می داند که سائل را نباید دست خالی راند...
- ۳.۱k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط