سوار قایق مهتاب شد رفت... دل بی طاقتش بی تاب شد رفت...

سوار قایق مهتاب شد رفت... دل بی طاقتش بی تاب شد رفت... کنار رود و مشک تیر خورده، عمومون از خجالت آب شد رفت...
دیدگاه ها (۱)

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »«درخواستی»موضوع: اگر با هم برید قای...

عشق یعنی ڪه یڪی، ڪل جهانت باشداز ازل تا به ابد، وردِ زبانت  ...

#پاییزتون‌پر‌از‌حس‌و‌حال‌خوب🍂🍁نمِ بارانِ پُر از حس دل‌انگیز#...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

ادیت خفن از هیونلیکس😭🤍عاشقشممم🔥🔥جونگین واسه دیت دلش می‌خواد ...

پارت ۲۱جونگ کوک:منظورت چیهیونا:دوستم به خاطر تو مرددد جونگ ک...

شعری که امام خامنه ای چند روز قبل از شهادتش نوشت🎙توضیحات آیت...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط