هبیییی

هبیییی..
مستیم درد منو دیگه دوا نمیکنه

غم با من زاده شده منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه

شب که از راه میرسه

غربتم باهاش میاد

توی کوچه های شهر باز صدای پاش میاد
من غمای کهنه مو ور میدارم       که توی میخونه ها جا بزارم       میبینم یکی میاد از میخونه     زیر لب مستونه آواز میخونه
مستیم درد منو دیگه دوا نمیکنه

غم با من زاده شده منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه

گرمیه مستی میاد توی رگهای تنم

میبینم دلم میخاد با یکی حرف بزنم

کی میاد به حرفای من گوش بده

آخه من غریبه هسسم با همه    یکی آشنا میاد به چشم من     ولی از بخت بدم اونم غمه         ولی از بخت بدم اونم غمه

مستیم درد منو دیگه دوا       غم با من زاده شده منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
خسسه از هر چی که بود     خسته از هر چی که هسس     راه میوفتم که برم     مثل هر شب مسته مست

باز دلم مثل همیششه خالیه    باز دلم گریه ی تنهایی میخاد     برمیگردم تا ببینم کسی نیس      میبینم غم داره دنبالم میاد

مستیم درد منو دوا نمیکنه..  غم با من زاده شده منو رها نمیکنه منو..
narii

عجب شب تخمی..
دیدگاه ها (۲)

گوزنی بر لب آب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خود را در اب دید...

چه متن قشنگیه !قوی کسی است که,نه منتظر میماند کسی خوشبختش کن...

۱ ویتامین‌های همسرانهویتامین همسرانه” آ”همدیگر را در آغوش بگ...

ﯾﮏ درس ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪﻩ ، ﺑﻬﺶ ﭼﯽ ﺑﮕﯿﻢ ......؟ﻭﻗﺘﯽ ...

...هایده>>>مستی هم درد منو دیگه رها نمیکنه غم با من زاده شده...

هر موقع میدیدمش خنده روی لبش بود یه روز بهش گفتم خوشبحالت......

A girl from tomorrow(part12)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط