در ساعت ها ب حوصلگی

در ساعت هاے بے حـوصلگی
لب هاے خامـوشم،چشـم هاے بستـه ام
دست هاے به هم قفـل شـده ام...
معمـا هایے اند ڪه تنهـا در آغـوشِ تـــو حل مے شوند...



‌ ‎‌‌‌‎‌ ‎‌‌‌‎
دیدگاه ها (۱)

هر شب رویایِ آغوشت با من است کاش رویاهایم کلاف بودندمی بافتم...

عطر آغوشتزیباترین انقلابی ستکه هر شب، در میان جانم عاشقانه ک...

‍پر کن از باده ی #چشمت،قدح #صبـحِ مرا...خود بگومن ز ِ تو سرم...

شب‌ها را دوست دارمحال خوشی دارد سرڪَردانی در خیال تو یڪ دلخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط