"حکایت یه آشی برات بپزم ،یک وجب روغن رویش باشد.را بدانید.

"حکایت یه آشی برات بپزم ،یک وجب روغن رویش باشد.را بدانید..."
ناصرالدین شاه سالی یک بار آش نذری می‌پخت و خودش در مراسم پختن آش حضور می‌یافت تا ثواب ببرد. در حیاط قصر ملوکانه اغلب رجال مملکت جمع می‌شدند و برای تهیه آش شله قلمکار هر یک کاری انجام می‌دادند.
بعضی سبزی پاک می‌کردند. بعضی نخود و لوبیا خیس می‌کردند. عده‌ای دیگ‌های بزرگ را روی اجاق می‌گذاشتند و خلاصه هر کس برای تملق و تقرب پیش ناصر الدین شاه مشغول کاری بود. خود اعلیحضرت هم بالای ایوان می‌نشست و قلیان می‌کشید و از آن بالا نظاره‌گر کارها بود.
سر آشپزباشی ناصرالدین شاه مثل یک فرمانده نظامی امر و نهی می کرد. بدستور آشپزباشی در پایان کار به در خانه هر یک از رجال کاسه آشی
فرستاده میشد و او می‌بایست کاسه آن را از اشرفی پر کند و به دربار پس بفرستد.
پر
است آن که کاسه کوچکی از دربار برایش فرستاده میشدکمتر ضرر میکرد وآنکه مثلایک قدح بزرگ آش (که یک وجب هم روغن رویش ریخته شده) دریافت میکرد ،حسابی بدبخت میشد. به همین دلیل در طول سال اگر آشپزباشی بایکی از وزرا یا اشراف دعوایش میشد به او میگفت یه آشی برایت بپزم که یه وجب روغن روش باشه..
دیدگاه ها (۲۱)

این متن آنقدر به نظرم قشنگ بود که ارزش کپی داشته باشه.در ای...

چه زیبا نقش بازی می کنیم …و چه آسان در پشت نقابهایمان پنهان ...

سلام صبح زمانیست که تو بیدار میشوی …ساعت من به وقت چشمان تو ...

باشي نباشي پيشه من تو بهترين همنفسـيهرجاي دنيـا که ميــــري ...

#حکایت_قدیمی آشپز ناصرالدین شاه قاجار، هر ساله آش نذری می‌پخ...

بله، فرق میکنه مملکت دست کی باشه!اما من به تاریخ دویست ساله ...

My nurse Part 15(ویو نویسنده)هردو به سمت کامیون قدم برداشتند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط