- تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای

- تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم «برید کنار، برید کنار من مادرشم» وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغه!
.
دیدگاه ها (۴)

مجادله در ادبیات بر سر یک خال حافظ اگر آن ترک شیرازی بدست ...

خوشملی جات من

ﺧﺎﻧما ﻭﺍﺳﻪ ﺗﺴﺖ اعتیاد ﺁﻗﺎ یون، ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻗﺎ ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮﻧﻪ ...

انشا یک بچه ی دبستانی درباره ی ازدواج (اوج خنده) هر وقت من ...

Enemys Embrsce [ part ۱۰ ]

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط