دلم از حسرت دیدار تو آکنده می ماند

دلم از حسرت دیدار تو آکنده می ماند
لبم می خندد اما قلب من شرمنده می ماند

زمانه درس سختی می دهد گاهی به آدم ها
که یک بازنده هر کاری کند بازنده می ماند

برای برق چشمان تو تبلیغی از این بهتر؟!
که این چاقوی بران تا ابد برنده می ماند

تمام عمر می جنگم برای آن دل سنگی
اگر حتی بدانم سهم قبر بنده می ماند

-از آن احساس خوب از آن همه دیوانه بازی ها
دلیل ساده ای تنها برای خنده می ماند

تمام جمله هایت مو به مو در خاطرم مانده
شبیه اعترافاتی که در پرونده می ماند

نمی دانی چه احساس قشنگی در دلم دارم
کسی را کشته باشی و بفهمی زنده میماند‌‌‌‌

دیدگاه ها (۱)

به دنبال کسی هستم که دردم را دوا باشدمیان خسته گی هایم صدای ...

کافیه یه اشتباه کنی ...کم عقل ترین آدمای شهر واسه نصیحت کردن...

کاش باشی و دلم را به دلت وصل کنیکاش با این تن سرد نغمه ای آغ...

ز پرده گر بدر اید نگار پرده نشینم چون اشک از نظر افتد نگارخا...

پارت چهار یا سه نمیدونم

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط