Part 57
Part 57
کیموی
ا.ت: خب کیک هاتون بخورید جون بگیرید که وقت رقص
همه کیک هاشون با قهوه که مستخدم آورد نوش جان کردند
خانم لی: یونا برو وسط امشب شب توعه رقصو شروع کن
یونا با خجالت رفت وسط و شروع کرد رقصیدن اوه خدایا چقدر خانومانه میرقصه
مامان: این بچه آب شد آهنگ عوض کن ما هم بریم
همه دست زدن با تمام شدن آهنگ و بعد با گذاشتن آهنگ شاد تر ریختند وسط مسخره بازی
وای خیلی خوب بود فکر کن تهیونگ یوبس و شوگای خوابالو هم داشتن قر میدادن باهاش
تو این وسط هی من تهیونگو میبردم نزدیک جیهوپ تا
هلش بده سمت یونا
یه بار انقدر شدت هل زیاد بود که جیهوپ با سر رفت تو صورت یونا فقط یکم مونده بودا لباشون بهم چفت بشه
جیهوپ تو رقص خیلی ماهر بود انگار از بچگی علاقه داشته به رقص و تمام سبک ها رو یاد گرفته بود
جوری بدنش تکون میداد انگار استخونی وجود نداره یونا هم شیفته چشماش روی جیهوپ بود
آروم رفتم آهنگ عوض کردم و یه آهنگ ملایم برای رقص دونفره گذاشتم
ا.ت: جفتای عاشق بریزید وسط خوب بمال.. يعنى برقصید
دست جیهوپو گرفتم سمت یونا بردم و گفتم شما عقاب های تنها هم یه امشب با هم کنار بیاید
بعد رفتم سمت تهیونگ دستم انداختم دور گردنش یک دستم هم تو انگشتاش چفت کردم تهیونگم با دست آزادش کمرم
ا.ت: که خوب بمالیم همدیگر
ا.ت: منکه نگفتم بمالید میخواستم بگم به مال تون چنگ بزنید در نره
تهیونگ: که چنگ بزنیم کجاش چنگ بزنیم در نره امروز اموال من زیادی تو چشم بقیه در رفته
بعد دستاش آروم سمت کمرم برد فشار ملایمی وارد کرد
همینطور که میچرخیدیم گفتم
تو که دائما با دستات کمرمو گرفتی
تهیونگ: پس چی من از اموالم خوب نگهداری میکنم تازه تنبیهت مونده دلبرم
ا.ت: تنبیه!! اگه با دسته بیلت باشه کیه که بدش بیاد با شیطنت پوزخند زدم دستمو سمت .. بردم آروم فشارش دادم
تهیونگ: نکن وروجک هنوز خیلی از جشن مونده بعد دستاشو آورد پایین تر روی باسنم گذاشت و فشار محکمی داد جوره که کاملا به ته چسبیدم
یواش سرم رو شونش گذاشتم اه ضعیفی کشیدم
تهیونگ: یونهوپ تو چه مرحله ای هستند
هر دو عین گرگ گرسنه به لب هم نگاه میکنند .
اما هیچکدوم خایه نمیکنه بره جلو
پلن رو بعد از غذا اجرا کنیم
با لوسی سرم بالا بردم به چشمای وحشی تهیونگ نگاه کردم از عمق چشماش دیدم که دنبال فرصتی ترتیبم رو بده
ا.ت: تهیونگم زیادی هورنی تشریف داره
.....
خب خب خوشگلا اینم از این
قصد دارم زودتر این فیک رو تموم کنم چون برای فیک بعدی خیلی ذوق دارم
این پارت شرطی نداره ولی حمایت کنید ممنون💘
کیموی
ا.ت: خب کیک هاتون بخورید جون بگیرید که وقت رقص
همه کیک هاشون با قهوه که مستخدم آورد نوش جان کردند
خانم لی: یونا برو وسط امشب شب توعه رقصو شروع کن
یونا با خجالت رفت وسط و شروع کرد رقصیدن اوه خدایا چقدر خانومانه میرقصه
مامان: این بچه آب شد آهنگ عوض کن ما هم بریم
همه دست زدن با تمام شدن آهنگ و بعد با گذاشتن آهنگ شاد تر ریختند وسط مسخره بازی
وای خیلی خوب بود فکر کن تهیونگ یوبس و شوگای خوابالو هم داشتن قر میدادن باهاش
تو این وسط هی من تهیونگو میبردم نزدیک جیهوپ تا
هلش بده سمت یونا
یه بار انقدر شدت هل زیاد بود که جیهوپ با سر رفت تو صورت یونا فقط یکم مونده بودا لباشون بهم چفت بشه
جیهوپ تو رقص خیلی ماهر بود انگار از بچگی علاقه داشته به رقص و تمام سبک ها رو یاد گرفته بود
جوری بدنش تکون میداد انگار استخونی وجود نداره یونا هم شیفته چشماش روی جیهوپ بود
آروم رفتم آهنگ عوض کردم و یه آهنگ ملایم برای رقص دونفره گذاشتم
ا.ت: جفتای عاشق بریزید وسط خوب بمال.. يعنى برقصید
دست جیهوپو گرفتم سمت یونا بردم و گفتم شما عقاب های تنها هم یه امشب با هم کنار بیاید
بعد رفتم سمت تهیونگ دستم انداختم دور گردنش یک دستم هم تو انگشتاش چفت کردم تهیونگم با دست آزادش کمرم
ا.ت: که خوب بمالیم همدیگر
ا.ت: منکه نگفتم بمالید میخواستم بگم به مال تون چنگ بزنید در نره
تهیونگ: که چنگ بزنیم کجاش چنگ بزنیم در نره امروز اموال من زیادی تو چشم بقیه در رفته
بعد دستاش آروم سمت کمرم برد فشار ملایمی وارد کرد
همینطور که میچرخیدیم گفتم
تو که دائما با دستات کمرمو گرفتی
تهیونگ: پس چی من از اموالم خوب نگهداری میکنم تازه تنبیهت مونده دلبرم
ا.ت: تنبیه!! اگه با دسته بیلت باشه کیه که بدش بیاد با شیطنت پوزخند زدم دستمو سمت .. بردم آروم فشارش دادم
تهیونگ: نکن وروجک هنوز خیلی از جشن مونده بعد دستاشو آورد پایین تر روی باسنم گذاشت و فشار محکمی داد جوره که کاملا به ته چسبیدم
یواش سرم رو شونش گذاشتم اه ضعیفی کشیدم
تهیونگ: یونهوپ تو چه مرحله ای هستند
هر دو عین گرگ گرسنه به لب هم نگاه میکنند .
اما هیچکدوم خایه نمیکنه بره جلو
پلن رو بعد از غذا اجرا کنیم
با لوسی سرم بالا بردم به چشمای وحشی تهیونگ نگاه کردم از عمق چشماش دیدم که دنبال فرصتی ترتیبم رو بده
ا.ت: تهیونگم زیادی هورنی تشریف داره
.....
خب خب خوشگلا اینم از این
قصد دارم زودتر این فیک رو تموم کنم چون برای فیک بعدی خیلی ذوق دارم
این پارت شرطی نداره ولی حمایت کنید ممنون💘
- ۱.۸k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط