𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"
part: ⁶

+اوهوم باشه...

•حالا بیا این لقمه رو بخور

"لقمه رو از دست مادرش گرفت و خوردش ، حوصله اش سر رفته بود و مدام داشت به استادش فکر میکرد..."

...

"پس فردا شده بود و تهیونگ با ذوق و هیجان زیادی شروع کرد به آماده شد ، بعد از حمام کردن حوله رو دور کمرش پیچید و موهاش و خشک کرد ، تیشرت مشکی و شلوار بگ مشکی ای پوشید و از عطر محبوبش زد"

+مامان من میرم!

•باشه عزیزم مراقب خودت باش!

+چشم

"بند کفشش رو هم بست و راه افتاد ، توی راه از ذوق زیاد و هیجان کم مونده بود تصادف کنه ولی خوشبختانه نجات پیدا کرد و به موقع رسید دانشگاه ، توی کلاس رفت و سره میزش نشست"

×کیم تهیونگ ، دقیقا چهار روز کدوم قبرسونی بودی؟!!

+سرما خورده بودم جیمین

×ولی تو چهار روز فا.کی نیومدی دانشگاه!هوف...جهنم و با چشمام دیدم

"تهیونگ خنده مستطیلی می‌کنه و دل همه آلفا ها و دخترا رو میبره...پس از چند دقیقه جئون وارد کلاس شد"

-سلام بچه ها ، روز خوش.

"همه بچه ها سلامی کردن ، جونگ‌کوک شروع کرد به توضیح دادن درس...طی درس دادن تهیونگ حوصله اش به شدت سر رفته بود سرش و روی میز گذاشت و چشم هاشو بست ، پنج دقیقه بعد حس کرد کسی داره صداش میزنه"

×کیم فاک.ینگ تهیونگ!

+چیه؟!

×خوبه زنده ای گفتم مُردی!

+حالا که زنده ام

"جیمین از بی‌خیالی تهیونگ خیلی عصبانی شد و پس گردنی بهش زد و خوشبختانه جونگ‌کوک حواسش نبود وگرنه اتفاق های بدی میافتد...البته جیمین خبر نداشت!"

-پارک جیمین بیا اینجا و این سوال و حل کن

×چشم استاد...

~~~~

نظررر؟

شرایط↓
لایک:۱۳۰
کامنت:۱۲۵

#فیک_کوکوی#جونگ‌کوک#تهیونگ#بی_ال
دیدگاه ها (۶۷)

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"part: ⁷-پارک جیمین بیا ا...

درخواست استوری به پست*

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"part" ⁵"تهیونگ با تعجب و...

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"part: ⁴×میخوای بری خونه؟...

تو مال منی...p4

تو مال منی...p5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط