توی راه تو خوابیدن...

بغض دارم
هر سال این روزها همه چیز رو می‌سپردم دست خدا و می‌رفتم پیاده‌روی

امسال اما دیگه
نه سفری هست
نه چیزی برای سپردن به خدا



لای امور الیک اشکو...
ولما منها اضج و ابکی...
دیدگاه ها (۲۶)

هر روز با درد و سوزش زبانم دست‌وپنجه نرم می‌کنم و واقعاً دیگ...

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

۳ پارتی

내 생일 축하해.🎂امروز یه سال دیگه به سال های زندگیم اضافه شد :))))...

واقعاً نمی‌دونم از کِی این‌همه خستگی نشست روی دلم…از کِی دیگ...

dark life = ۳۷

سرنوشت(ویو رایا)نمی‌دونستم چند ساعت گذشته.دیگه حتی توان گریه...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط