دل رفت ولی بار دگر در به در آمد

دل رفت ولی بار دگر در به در آمد
عاشق نشدی قصه ی ما هم به سر آمد
دیدار تو غم بود و نبودت غم دیگر
این درد نرفتست که درد دگر آمد
عشق تو مگر ارث پدر ها به پسر هاست ؟
کز پشت پدر پیش رخت صد پسر آمد
خودکار به لب برده ای از عمق تفکر
خودکار به لب رفت ولی نیشکر آمد
با چشم ترم هر غزلم را به تو دادم
هر بیت ترم در نظرت بی اثر آمد
صد میوه ی نوبر به تو بخشیدم و امروز
جای ثمرم بر کمرم این تبر آمد
با دیدن رخساره ی یکتا ی تو دل رفت
دل رفت ولی بار دگر در به در آمد

سید امیر میری
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه ها

part : 48chapter : 2^^ ببینم تو دوست پسر نداری ؟+ نه ندارم^^...

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 4| 2021 فلش بک |برای...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

Two

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط