تن سپر کردیم پیش تیرباران جفا

تن سپر کردیم پیش تیربارانِ جفا
هرچه زخم آید ببوسیم و ز مرهم فارغیم

#خاقانی
دیدگاه ها (۱)

به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رؤیاها تعطیل می‌ش...

همدیگر را یافتن هنر نیستهنر این است که همدیگر را گم نکنیمآدم...

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروعِ شادی و پایانِ انتظار ت...

از زندگی، از این همه تکرار خسته‌اماز های و هوی کوچه و بازار ...

تن سپر کردیم پیش تیر باران جفاهرچه زخم آید ببوسیم و ز مَرهم ...

‌مرا دوست داشت؛مثل کسی که می‌توانست تیغش را با "بریدگی" کُند...

ختمِ کلام دوست داشتن فقط اونجا که جناب مولانا میگه:"من زخم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط