دلـم کہ برایت تنگ مےشـود ...

دلـم کہ برایت تنگ مےشـود ...
مےگیـرد ...
فریاد مےکشـد ...
مےتپـد ...
و باز تنـگ مےشـود ...
دلـم کہ تنگ مےشـود دوست دارم ...
یک دل سیر نـگاهت کنــم ...
یک بغض سنگین گریہ کنـم ...
یک چشـم پر اشک بریزم ...
بہ اندازه ے یک قهر و آشتے در آغوشت بگیـرم ...
و یک عمر بگویـم دوستت دارم و بگویے دوستت دارم ...
دلـم کہ تنگ می شـود چاره اش فقط تویے ...
و تـو کہ نیستے ...
دلـــــــم ...
مےبــارد ...
مےسـوزد ...
مےسـازد ...
مےمیـرد ...
دیدگاه ها (۱)

سیاره ی زیبای من دور تو گردش میکنمخواهی تو را زیباترین کیوان...

پاییز را دوست دارم...بخاطر غریب و بی صدا آمدنشبخاطر رنگ زرد ...

با من بیا زیبای من! تا عشق مهمانت کنمدردی اگر داری بگو با بو...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط