سطــر سطــر خــــــــاطرات دلبــرم آتش گرفت

سطــر سطــر خــــــــاطرات دلبــرم آتش گرفت
چشــم مـــن از اشــک و آه ِ بــاورم آتش گرفت

در دبستــان جنــون و عشــق و اخـــلاق و ادب
بــرگ بــرگ نغمـــه هـــای دفتـــرم آتش گرفت

در غــم هجــران یــار و شــور و شـــوق بندگی
گـــلشن شعــر و شــراب و منبــرم آتش گرفت

در کنـــار بـــــــاده و رنــگ لــب و دِرد شـــراب
جــای جــای بـوسه هـا بـر ساغـرم آتش گرفت

آنچنــان تیـــــری زده بـا نـاز و غمـــزه بـــر دلم
کــه تمــام چهــره ، از اشــک تــَرم آتش گرفت...
دیدگاه ها (۱)

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزمآسمان را به زمین جان خودت می ...

با عرض پوزش از تمام 637دوست دنبال کننده مجبورم همتون رو بلاک...

ﺷﻚ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻲ ﻛﺴﻲ، ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻫﺠﺮﺍﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖﺧﺸﻜﺴﺎﻟﻲ ﮔﺎﻫﻲ، ﺍﺯ ﺳﻴﻼﺏ ...

NHبه اخمت خستگی در میرود..لبخند لازم نیست. کنار سینی چای تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط