مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید

مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید
خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم

کم نشد فاصله٬تقصیر تو هر چند نبود

شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول

بین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبود

مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت

جای آنها که به دنبال تو بودند نبود

بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد

اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود

آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته!

کاش نقاش تو اینقدر هنرمند نبود
دیدگاه ها (۳۱)

زیبای کوچک فریبکار

مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید خیره بودم به تو و جرات لب...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پبش کسی غیر خداوند ن...

..کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پیش کسی غیر خداوند...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پیش کسی غیر خداوند ن...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پبش کسی غیر خداوند ن...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پیش کسی غیر خداوند ن...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پبش کسی غیر خداوند ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط