پادشاهی در زمستان

پادشاهی در زمستان
به نگهبان گفت:
سردت نیست؟
گفت:نه عادت دارم
پادشاه گفت:
میگویم برایت لباس گرم
بیاورند و فراموش کرد
صبح جنازه نگهبان را دیدند که
روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم
اما وعده لباس گرمت
مرا از پای دراورد...

مواظب وعده هایمان باشیم👌🏻
دیدگاه ها (۰)

خدایا…هیچ نعمتی بالاتر از سلامتیو هیچ خوشبختی بالاتر از آرام...

هر روز بگو علی جان مولا دوست دارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط