نمیدونم ذاتا مشکل دارم یا تربیت درستی نداشتم

نمیدونم ذاتا مشکل دارم یا تربیت درستی نداشتم
متاسفانه اینجوریم که وقتی ناراحتم نمیتونم بیانش کنم
انتظار دارم منو بلد باشی منو بفهمی
وقتی ناراحتم فاصله میگیرم سرد حرف میزنم انتظار دارم تو سر حرفو باز کنی تو ازم بپرسی چیزی شده؟ اخه من دارم تغیر رفتارتو حس میکنم، انتظار دارم بهم تکست بدی زنگ بزنی بگی ببین حس کردم این روزا زیادی دور شدی و خیلی تو خودتی، میخوای راجبش حرف بزنیم؟
ولی تو چیکار کردی ؟
تو این فاصله رو بیشترش کردی
اگ من ی قدم ازت فاصله گرفتم
تو ده قدم فاصله گرفتی
گاهی وقتا حس میکنم هیچوقت هیچ جایی تو قلبت، تو زندگیت، حتی هیچ جایی بین حرفات هم نداشتم
حس میکنم انقدری کوچیک و کم اهمیت بودم ک وقتی فاصله گرفتم حتی فاصله گرفتنم حس نشده
ینی تو متوجه دور شدنم نشدی؟
ینی تو متوجه سرد شدنم نشدی؟
ینی هیچوقت دلت نخواست بهم تکست بدی بگی کدوم رفتارم باعث شده انقدر ناراحت بشی؟
منو جلو خودم خیلی شرمنده کردی
من رو تو خیلی حساب باز کرده بودم
فکر میکردم خیلی منو بلدی
من دور شدم ک جای خالیم ب چشمت بیاد
بعدش فهمیدم اصلا جایی نداشتم ک بخواد خالی بشه و ب چشم بیاد
ن تنها ناراحتیم رفع نشد ، بلکه دلمم شکست^--^
دیدگاه ها (۸)

طوری لبخند بزن انگار هرگز گریه نکردی،طوری مهربون باش انگار ه...

یه افسانه هست که میگه: شاید عشق همون حسیه که قلب هاتون رو با...

سکوت آدم هارو جدی بگیریداون دوستی که دیگه ازت ناراحت نمیشهآد...

گرچه او هرگز نمی گیرد، ز حال ما خبر درد او هرشب، خبر گیرد ز ...

ریکشن بنگچان به اشاره جیمین به فلیکس

از شرم خلاص نمیشی … p6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط