Part(2)
امروز روز اول تست صدامه. تا ساعت ۳ دانشگاه بودم قبل از اینکه دیر کنم خودمو رسوندم به اتاق تست.
آقای جویون:شما یونگ بوک لی هستید؟
فیلیکس:بله درسته
آقای جویون:خوش اومدید. همکار هام چگونه تست بهتون گفتند؟
فیلیکس:بله صحیح
آقای جویون:به جناب سویونگ می میگم شما رو به اتاق کنترل صدا ببره
من توی یه کمپانی خیلی معروف استخدام شدم
جناب سویونگ می بعد از تست گرفتن از صدام منو برد توی یه اتاق بزرگی که هرکسی به حال خودش بود چهار نفر اونجا بودن یه نفر توی بالا ترین نقطه اتاق نشسته بود
سه نفر دیگه هم بعد از من وارد اتاق شدند یه نگاهی انداختم دیدم هان هم اومده اینجاا با خوشحالی براش دست تکون دادم زبان کره ای حرف زدن خیلی سخت بود برام اقای سویونگ منو تا اتاق برد و ول کرد. همینطوری داشتم یکی یکی به بقیه نگاه میکردم که اون فردی که روی صندلی رو بالاترین نقطه اتاق نشسته بود بلند ؛شد.
بنگ چان:تو فیلیکسی درسته؟خوش اومدی مشتاق دیدارت بودیم
فیلیکس:ممنونم خوشوقتم
رفتم نشستم روی صندلی که برای من گذاشته بودن سه تا از گروه تو اتاق دورم جمع شدن.
چانگبین:خوشوقتم من چانگبینم. خوش اومدی
لینو:یکی دیگه به جمعمون اضافه شد خوش اومدی
سونگمین:چقدر نازی تو پسر اهل کجایی؟
فیلیکس:مرسی به خاطر تبریک هاتون امیدوارم به خوبی با هم کنار بیایم من فیلیکسم اهل استرالیا
همشون بهم نگا کردن..لیدرشون یا همون بنگ چان با صدای نسبتا بلند ؛
بنگ چان: بهبه یه داداش استرالیایی
منم اهل استرالیام
چشمام برق زد که اینجا تنها نیستم
(ی هفته بعد*)
چند روز از خواننده شدنم و عضو شدنم تو این گروه کیپاپ تو این کمپانی میگذره بیشتر قلق کار دستم اومده . اعضای گروه خیلی باحال و پاین.دوستای خوبی هستن خیلی روز ها باهم بعد کار میریم دور دور .
دقت نکرده بودم هان هم صداش خیلی قشنگه
انتظار داشتم روز هام همیشه اینجوری بگذره ولی وقتی اونو دیدم همچی تغییر کرد...
یکی از اعضای گروه..نه اسمشو گفته بود نه اهلیتشو..
•°•°•°•°•°•°•°☆•°•°•°•°•°•°•°
𓍯𝐻𝑦𝑢𝑛𝑙𝑖𝑥⃞ᬼ𖧵
#سناریو استری کیدز#استری کیدز#بنگچان#لینو#هیونجین#فلیکس#هان#ای ان#سونگمین#سناریو#چانگبین#کیپاپ#سناریو#تکپارتی#چندپارتی#اسکیز#استی#سناریو
آقای جویون:شما یونگ بوک لی هستید؟
فیلیکس:بله درسته
آقای جویون:خوش اومدید. همکار هام چگونه تست بهتون گفتند؟
فیلیکس:بله صحیح
آقای جویون:به جناب سویونگ می میگم شما رو به اتاق کنترل صدا ببره
من توی یه کمپانی خیلی معروف استخدام شدم
جناب سویونگ می بعد از تست گرفتن از صدام منو برد توی یه اتاق بزرگی که هرکسی به حال خودش بود چهار نفر اونجا بودن یه نفر توی بالا ترین نقطه اتاق نشسته بود
سه نفر دیگه هم بعد از من وارد اتاق شدند یه نگاهی انداختم دیدم هان هم اومده اینجاا با خوشحالی براش دست تکون دادم زبان کره ای حرف زدن خیلی سخت بود برام اقای سویونگ منو تا اتاق برد و ول کرد. همینطوری داشتم یکی یکی به بقیه نگاه میکردم که اون فردی که روی صندلی رو بالاترین نقطه اتاق نشسته بود بلند ؛شد.
بنگ چان:تو فیلیکسی درسته؟خوش اومدی مشتاق دیدارت بودیم
فیلیکس:ممنونم خوشوقتم
رفتم نشستم روی صندلی که برای من گذاشته بودن سه تا از گروه تو اتاق دورم جمع شدن.
چانگبین:خوشوقتم من چانگبینم. خوش اومدی
لینو:یکی دیگه به جمعمون اضافه شد خوش اومدی
سونگمین:چقدر نازی تو پسر اهل کجایی؟
فیلیکس:مرسی به خاطر تبریک هاتون امیدوارم به خوبی با هم کنار بیایم من فیلیکسم اهل استرالیا
همشون بهم نگا کردن..لیدرشون یا همون بنگ چان با صدای نسبتا بلند ؛
بنگ چان: بهبه یه داداش استرالیایی
منم اهل استرالیام
چشمام برق زد که اینجا تنها نیستم
(ی هفته بعد*)
چند روز از خواننده شدنم و عضو شدنم تو این گروه کیپاپ تو این کمپانی میگذره بیشتر قلق کار دستم اومده . اعضای گروه خیلی باحال و پاین.دوستای خوبی هستن خیلی روز ها باهم بعد کار میریم دور دور .
دقت نکرده بودم هان هم صداش خیلی قشنگه
انتظار داشتم روز هام همیشه اینجوری بگذره ولی وقتی اونو دیدم همچی تغییر کرد...
یکی از اعضای گروه..نه اسمشو گفته بود نه اهلیتشو..
•°•°•°•°•°•°•°☆•°•°•°•°•°•°•°
𓍯𝐻𝑦𝑢𝑛𝑙𝑖𝑥⃞ᬼ𖧵
#سناریو استری کیدز#استری کیدز#بنگچان#لینو#هیونجین#فلیکس#هان#ای ان#سونگمین#سناریو#چانگبین#کیپاپ#سناریو#تکپارتی#چندپارتی#اسکیز#استی#سناریو
- ۸.۱k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط