🍊💛سناریو ساسونارو💙🫐

🍊💛سناریو ساسونارو💙🫐
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
✰🂽𝇁𐙚𓆩𓆪१९𝅄 ୭ৎ🖤⃟𓉸ꨩ  ᷒ ‌ ᮫۫ ⃝𐇲 🫐ꪳꪷꪲ͜͜˖۪𓂃݊: ⃝?𓍯 ⃘࣪𝇈

‌. ‌๋𓂃࣪  ִֶָ  ๋𓂃 ࣪ ִֶָ✨👑 بی تقصیر ִֶָ  ࣪𓂃๋  ִֶָ  ࣪𓂃 ‌๋.
☆⋆。𖦹°‧پارت ۱۵⋆. ୨୧˚⋆
💙: چی کارت داشت؟
🦊: هیچی حالم رو پرسید
💙: و بعد؟
🦊: بعد چی؟
💙: بعدش چی؟
نارو_ شرمنده خب از اول
گوجه کمی فکر کرد، اگه به ساسکه می کفت که قراره امشب جیم شه و از قصر بره بیرون امکان داره که نذاره.
🦊: هیچی...... 🙄
و از زیر دست ساسکه رد شد و سریع اونجارو ترک کرد

🦊: بعدا میبینمت👋🏻

💙: من که میدونم هیچی نیست بعدا از زیر زبونت می کشم بیرون!




(شب)

کونوهامارو و ناروتو که هین انجام کار به هم دیگه گفته بودن که کجا قرارشون رو برای فرار بزارن، سریع وقتی همه خواب بودن خوابگاهشون رو ترک کردن و به سمت یکی از دیوار های کوتاه قصر رفتن.


؛: خب ناروتو بریم؟
🦊: بریم
و به اون طرف دیوار پریدن و برای اینکه نگهبان ها گیرشون نندازن، مثل میگ میگ به طرف رامن فروشی ایچیکو رفتن.

؛: سلام آقا
🦊: سلاممممم
_: سلام خیلی خوش اومدین
🦊: رامن بی زحمت
_: همون همیشگی؟
🦊: آره قربون دست.
؛: ناروتو بیشتر از یه کاسه خوردی شهیدی
🦊: الفاتحه
؛: چی؟
🦊: برای خودم فاتحه فرستادم دیگه😄
؛: نکبت چندتا مب خوای بخوری؟
🦊: کم کمش پنج تا
؛: خب پول سه تای دیگه با خودت من پول دوتا کاسه دارم و چون غش کرده بودی خودم نمی خورم گناه داری.
🦊: باشه با دوتا خم راه میام.





*توی قصر*
ساسکه با سرعت رفت طرف خوابگاه ناروتو(دلتنگه بچم) تا شاید بتونه امشب رو هم باهاش وقت بگذرونه ولی از گوه شانسیش
اهم
شرمنده از اول
ولی از بد اقبالیش ناروتو داشت با یکی دیگه وقت می گذروند.
و تا دید ناروتو نیست، از قصر زد بیرون تا پیداش کنه.
(ویوی هیناتا)
💜: هانا
♬: بله بانو؟
💜: بازی اون شب با ناروتو خیلی حال داد........
می تونی بازم بیاریش تا باهاش بازی کنم؟
♬: هرچی شما بفرمایین
(این شانس منه🙄هرموقع قصد دارم از خونه برم بیرون همیشه دنبالمن🙄)
و خب هانا هم با همون چیزی که ساسکه دید مواجه شد و رفت که به بانو هیناتا اطلاع بده🫡



♬: بانو ناروتو توی خوابگاهشون نبودن
💜: یعنی چی که نبوده؟
♬: احتمالا دارن با یکی از دوستاشون می گردن
💜: تنها کسی که بیشتر لز همه باهاش می گرده اون ساسکه ی لعنتیِ .....
برو ببین ساسکه توی خوابگاهشه؟
♬: چشم بانو





هووووووووووووو

میگ میگ🏃‍♀️









هوووووووووووو

میگ میگ💃🏻
(رفت و برگشت)


💜: خب؟
♬: نه ایشون هم توی خوابگاهشون نبودن
💜: پس کاره همون مرتیکه ست😠
♬: خب امری دارین بانو؟
💜: نه مرخصی



از هیناتا داشت دود بلند می شد.......

درحالی که نمی دونست خود ساسکه هم از جای ناروتو بی خبره......



__________________________________________________
بفرمایین الان هم ساعت ۵😑
دیدگاه ها (۸)

ادیتش🛐🛐🛐🛐روش قفلیم🗿💗ولی خب آخه کاکاشی و ایروکا؟ 🥴(ترکیب سمی)...

پست پایین رو اول ببین👇🏻

🍊💛سناریو ساسونارو💙🫐꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚ ✰🂽𝇁𐙚𓆩𓆪१९...

اهم۱_۲۰۰ تایی مبارک🎉🎉🎉۲_هنوز هیچی ننوشتم🗿💔۳_حالا که دویست شد...

🍊💛سناریو ساسونارو💙🫐꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚ ✰🂽𝇁𐙚𓆩𓆪१९...

🍊💛سناریو ساسونارو💙🫐꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚ ✰🂽𝇁𐙚𓆩𓆪१९...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط