برنارفیقان شرم باد

برنارفیقان شرم باد
ازگرگ نترسم ک نمایان گرگ است
ازآن دوست ترسم که پنهان گرگ است

آااااااااخ کمرم عجب جمله سنگینی گفتم خودم موندم زیرش
دیدگاه ها (۵)

صبح همگی شیرین

آهای یکی خیلی تکی

عاشق کبوتر سفیدم

تمام من بی تو تمام میشوداز این چیزاهم بلدم ها فقط هپ هپ نمیک...

پارت ۱۸

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۶: مسیرِ انحرافینگاهش مثلِ تیغ رو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²¹ویو: ویکتوربعد از قطع تماس، چند ...

جادویی به نام عشق

پارت ۳۲

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط