افسوس که نه من گفتم و نه تو پرسیدی

افسوس که نه من گفتم و نه تو پرسیدی


افسوس که نه من دانستم و نه تو خواستی که بدانم


ای کاش برای یک نفس


تنها برای یک نفس


به حرف دلم گوش می کردی


شاید


شاید حرف دلم تو را خوشایند می آمد
دیدگاه ها (۱)

ای کاشمی دانستیکه مناین بی کساین تنهاچگونه به تو دل بسته بود...

یه پروانه را با دستات می گیریبدش می خوای ببینی زنده هست؟انگش...

قرآن تویی چو خیره نظر می‌کنم به نورگل می‌کند دوباره نگاهم می...

محمد نور عالمتاب هستی استوجودش روشنی بخش زمان استبه هر قلبی ...

💝💔... دلم تو را میخواهددلم تو را میخوانددلم تو را میداندکاش ...

وقتی همه خوابند، من با خاطراتت حرف می‌زنم،شاید تو هنوز آن‌طر...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط