.

.
اگر با من بود
قیچی را برمیداشتم
و طناب پوسیده ی
تمام رابطه های اجباری را میبریدم
تا در این عمر کوتاه
هر کسی کنار کسی باشد
که از ته قلب دوستش میدارد
اما هیچ چیز دست من نیست
و ما مجبوریم تمام عمر
حسرت روزهایی را بخوریم
که هرگز با هم نخواهیم بود
#عاشقانه #عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۱)

.تار مویی از گیسویت رابه من ببخشیا نگاهی از چشمهای دلربایتیا...

.آنجا که تو زندگی میکنیسرزمین آرزوهای من استو اینجا که من می...

.از روزهای هفتهتنها غروب جمعه نیست که دلگیر استروزهای بدون ت...

.تو چشم خویش بستی تا نبینیکه از عشق تو لبریزم عزیزممن ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱ اگر کسی از بیرون به رابطه‌ی لیا و نام...

🧁 پارت بیست و دوم | رازِ کاپ‌کیک آخرصبح آن روز...لیانا مثل ه...

#دلنوشت #استوری #تکست #متن #حرف #حرف_دل #سخن_دل #دلنوشته #خا...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۵۲چند روز بعد، همه‌چی...

فصل دومپارت چهاردهم | گفتنِ یک حقیقت سختسه روز گذشت...اما جن...

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

پروانه جان

نشان سوخته.

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط